مرتضى مطهرى
529
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
زمين دارى است و خودش دو دوره است تبديل به دورهء سوداگرى و بورژوازى مىشود ؛ دورهء فئوداليسم و برده دارى به دورهء بورژوازى و سوداگرى تبديل مىشود . ايراد اول حال از سه نظر اين مطلب قابل بحث است . البته در بحثهاى آينده هم اينها مطرح خواهد شد ولى فعلًا عرض مىكنم كه روى اصول اينها دو چيز بايد حتماً محرز باشد : يكى اينكه بايد ابزار توليد تكامل پيدا كرده باشد تا انتقال صورت بگيرد . آيا دورهء اشتراك اوليه كه به دورهء زمين دارى و دورهء كشاورزى تبديل شد ، واقعاً مىشود ثابت كرد كه اول ابزار توليد تكامل پيدا كرد و بعد به اينجا رسيد ؟ يا بشر در اثر يك كشف - همان طورى كه نيوتن از افتادن آن ميوه يك دفعه نيروى جاذبه را كشف كرد - به اينجا رسيد . مسلّم بشرى كه با طبيعت سروكار داشته ، مثلًا زردآلو يا خرما را از اين درخت چيده و استفاده كرده است . اتفاقاً اين هستهء زردآلو را اينجا زير خاك كرد . بعد ديد از همين هسته يك درخت پيدا شد . قهراً به رابطهء ميان هسته و درخت پى مىبرد . يا اين گندمِ به وجودآمدهء قبلى در طبيعت را ديد . بعد ديد از همين جايى كه اين دانهها پاشيده شده يك چيزهايى نظير آن اوّلىها به وجود آمد . بشر در طبيعت چيزى را كشف كرد ، فوراً خودش ابتكار را به كار برد . نه اينكه اول ابزار كامل شد ، بلكه تجربهء بشر كامل شد آن هم نه تجربه روى ابزار ، بلكه تجربه روى مشاهدهء مكرر طبيعت . مشاهدهء مكرر طبيعت ، خودش پيش برندهء فكر انسان است . ضرورت ندارد كه تجربهء انسان فقط روى ابزار بخواهد باشد آن هم روى ابزار توليد . جنگل را هم كه مطالعه كند كم كم به يك كشفيات جديد نائل مىشود ، صحرا و دريا را هم كه مطالعه كند همينطور است . غير از سنگها ابزارى نداشتند . آيا اينكه دورهء پارينه سنگى و سنگ غير صيقلى تبديل به دورهء سنگ صيقلى شد ، سبب گرديد كه بشر به كشاورزى نائل بشود ؟ در اينجا هيچ حرفى ندارند كه بتوانند ثابت كنند تكامل ابزار توليد منتهى به اين شد . اين يك مطلب . از اين بدتر و بالاتر ، تكامل فئوداليسم به بورژوازى است . اين را با تاريخ بايد دقيق تطبيق كرد . حرفى هم در اينجا ندارند . آيا اول ابزار توليد كامل شد و سبب گرديد كه بشر از فئوداليسم به بورژوازى منتقل بشود يا اول منتقل شد بعد ابزار توليد تكامل پيدا كرد ؟ ( حالا من عبارتهاى خود او را در اينجا مخصوصاً مىخوانم كه ببينيد حتى آن چيزى را كه خود اينها در اينجا مىگويند نمىتوانند ثابت كنند ) . برعكس است ، توالد و رشد جمعيت زياد شده ، تجربه زياد شده ، شهرنشينى بيشتر شده ، بعد اينها سبب شده براى اين تكامل و اينها بعد علت تكامل ابزار توليد است نه تكامل ابزار توليد علت اينهاست . در اين دوره هم اينها نمىتوانند اين مسئله را دقيقاً توجيه كنند . نه مىتوانند توجيه كنند كه دورهء كُمون اوليه به علت تكامل ابزار توليد تبديل به دورهء كشاورزى و